|
سلام خوبین؟
من خوبم ، یعنی بهتر از خوب - عالی!
این چند روز چند تا اتفاق خیلی قشنگ افتاده !
اولیش این برفیه که این چند روزه می باره ... با این که هنوز نشسته ، ولی من هر بهار تا زمستون رو فقط به عشق دیدن همین برف زنده می مونم. 
دومیش ! بگم ؟ نه نمی گم
سومی! دیروز یه روز خاص برای من بود ، بعد از مدتها یه روز خیلی شاد با دوستای قدیمیم که فکر می کردم فراموشم کردن داشتم ، خوش گذشت ... خیلی خیلی زیاد ! دوستتون دارم 
چهارم ! این ماه این ترم تموم میشه ، میرم ترم دوم !
هنوزم باورم نمیشه دانشجو شدم ، این چهار سال بدجوری قاطی پاتی گذشت ، ولی الان مثل این می مونه که انگار روز اول سال اول دبیرستان خوابیدم و چهار سال بعدش دانشجو بیدار شدم - تحقق یک رویا !
پنجم ! امروز حال قصه گفتن به سبک مادربزرگی دارم ... قصه ای از روزهای اول آفرینش خلقت ...
***
یکی بود یکی نبود ، همه ی هستی خدا بود ، و خدا آدم و حوا را آفرید .
خیلی ها فکر می کنند قصه ی هبوط آدم و حوا تقصیر اون سیب معروفه ، یا به قول مسیحی ها ، گندم
اما هیچ کدوم از راز واقعی هبوط خبر نداره
آره ،
قصه ی ما با سیب شروع شد
معلوم نیست که تقصیر آدم بود یا حوا
یا حتی ابلیس
آنها سیب را چیدند
خداوند آنها را دید
و فقط پرسید :
گناهکار اصلی کیست ؟
آدم زیر چشمی به حوا نگاه کرد ، و حوا به آدم
تو نگاه هر دو اتهام دیده می شد
و کینه
آنها حرفی نزدند
ولی خدا برق چشمان آنها را دید
و غمگین شد
از این که بندگانش قدر آنچه که داشتند را نمی دانستند
و معنای فداکاری
و عشق را
آنها از ابتدا در اوج نعمت
و در کنار یکدیگر آفریده شده بودند
آنها نه معنای تنهایی را می فهمیدند
و نه آرامش در کنار هم بودن را
ارزش مندترین هدف خلقت!
*
خداوند تنها ترین بود
تک خالق ، تک معبود
اما نمی خواست مخلوقاتش هم تنها باشند
شاید خداوند ، تنها کسی باشد که معنای تنهایی را می داند
پس آنها را زوج آفرید
*
اما این زوج ...؟
*
آدم و حوا به علت ناسپاسی خود
ـ نه تنها چیدن یک سیب -
به زمین تبعید شدند
دور از هم
روی دو کوه جدا
اما آنها شانس آوردند
چرا که آن زمان
توانستند خیلی راحت دوباره به یکدیگر برسند
و این بار
آنها قدر این با هم بودن را می دانستند
*
خداوند هنوز هم همه ی موجوداتش را زوج می آفریند
و سپس جدا به زمین می فرستد
و به آنها فرصت می دهد تا یکدیگر را بیابند
و به خوشبختی واقعی برسند
اما ما شانس آدم و حوا را نداشته ایم
ما تصویر ذهنیی برای پیدا کردن یکدیگر نداریم
و شاید
هر روز
از کنار زوج خود رد شویم
و او را نبینیم
و فقط ،
تنها راه اینست که
به ندای قلب خود اعتماد کنیم...
*
این است قصه ی هبوط ،
و قصه ی قدرناشناسی های بی پایان انسان ها
تنها ،
امیدوارم که
هر یک از شما زوج خود را درست پیدا کنید
و اگر نه ،
با هر اشتباه
شخص دیگری را از داشتن زوج ازلی و ابدی خود
محروم کرده اید!!!
*
یلدایی بلند و برفی برایتان آرزومندم عزیزانم
|