تبليغاتX
کشکول رویا


کشکول رویا

رویا نامه
آثار بجا مانده از رویافروش
<
دوستان رویافروش
موضوعات
آمار وب
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
ویژه نامه ی یلدایی!----> افسانه های آفرینش (1)؟
 

سلام خوبین؟

من خوبم ، یعنی بهتر از خوب - عالی!

این چند روز چند تا اتفاق خیلی قشنگ افتاده !

اولیش این برفیه که این چند روزه می باره ... با این که هنوز نشسته ، ولی من هر بهار تا زمستون رو فقط به عشق دیدن همین برف زنده می مونم.

دومیش ! بگم ؟ نه نمی گم

سومی! دیروز یه روز خاص برای من بود ، بعد از مدتها یه روز خیلی شاد با دوستای قدیمیم که فکر می کردم فراموشم کردن داشتم ، خوش گذشت ... خیلی خیلی زیاد ! دوستتون دارم

چهارم ! این ماه این ترم تموم میشه ، میرم ترم دوم !

هنوزم باورم نمیشه دانشجو شدم ، این چهار سال بدجوری قاطی پاتی گذشت ، ولی الان مثل این می مونه که انگار روز اول سال اول دبیرستان خوابیدم و چهار سال بعدش دانشجو بیدار شدم - تحقق یک رویا !

پنجم ! امروز حال قصه گفتن به سبک مادربزرگی دارم ... قصه ای از روزهای اول آفرینش خلقت ...

***

یکی بود یکی نبود ، همه ی هستی خدا بود ، و خدا آدم و حوا را آفرید .

خیلی ها فکر می کنند قصه ی هبوط آدم و حوا تقصیر اون سیب معروفه ، یا به قول مسیحی ها ، گندم

اما هیچ کدوم از راز واقعی هبوط خبر نداره

آره ،

قصه ی ما با سیب شروع شد

معلوم نیست که تقصیر آدم بود یا حوا

یا حتی ابلیس

آنها سیب را چیدند

خداوند آنها را دید

و فقط پرسید :

گناهکار اصلی کیست ؟

آدم زیر چشمی به حوا نگاه کرد ، و حوا به آدم

تو نگاه هر دو اتهام دیده می شد

و کینه

آنها حرفی نزدند

ولی خدا برق چشمان آنها را دید

و غمگین شد

از این که بندگانش قدر آنچه که داشتند را نمی دانستند

و معنای فداکاری

و عشق را

آنها از ابتدا در اوج نعمت

و در کنار یکدیگر آفریده شده بودند

آنها نه معنای تنهایی را می فهمیدند

و نه آرامش در کنار هم بودن را

ارزش مندترین هدف خلقت!

*

خداوند تنها ترین بود

تک خالق ، تک معبود

اما نمی خواست مخلوقاتش هم تنها باشند

شاید خداوند ، تنها کسی باشد که معنای تنهایی را می داند

پس آنها را زوج آفرید

*

اما این زوج ...؟

*

آدم و حوا به علت ناسپاسی خود

ـ نه تنها چیدن یک سیب -

به زمین تبعید شدند

دور از هم

روی دو کوه جدا

اما آنها شانس آوردند

چرا که آن زمان

توانستند خیلی راحت دوباره به یکدیگر برسند

و این بار

آنها قدر این با هم بودن را می دانستند

*

خداوند هنوز هم همه ی موجوداتش را زوج می آفریند

و سپس جدا به زمین می فرستد

و به آنها فرصت می دهد تا یکدیگر را بیابند

و به خوشبختی واقعی برسند

اما ما شانس آدم و حوا را نداشته ایم

ما تصویر ذهنیی برای پیدا کردن یکدیگر نداریم

و شاید

هر روز

از کنار زوج خود رد شویم

و او را نبینیم

و فقط ،

تنها راه اینست که

به ندای قلب خود اعتماد کنیم...

*

این است قصه ی هبوط ،

و قصه ی قدرناشناسی های بی پایان انسان ها

تنها ،

امیدوارم که

هر یک از شما زوج خود را درست پیدا کنید

و اگر نه ،

با هر اشتباه

شخص دیگری را از داشتن زوج ازلی و ابدی خود

محروم کرده اید!!!

*

یلدایی بلند و برفی برایتان آرزومندم عزیزانم





[+] نوشته شده توسط رویافروش در 17:46 | |

ای کاش؟
 

 

ای کاش پاک کردن همه چیز به همین سادگی بود!!!!

حالم بهتره به خاطر اراجیفم هم معذرت می خوام

*

زمان هیچ وقت به خاطر شما به عقب بر نمی گرده تا اشتباهاتون رو جبران کنید

زمان جلو میره

و فقط به شما یاد میده

که اشتباهات قدیمی رو دوباره تکرار نکنید!!!

*

مجددا

یک شروع تازه

برای همه چیز

:

سلام





[+] نوشته شده توسط رویافروش در 20:42 |

مطالب پیشین
ویژه نامه ی یلدایی!----> افسانه های آفرینش (1)؟
ای کاش؟

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
داریوش کمانی & داریوش قالبساز